تبليغاتX
و سپاه محمد(ص)می آید...

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار مردم شهرستان كازرون ۱۳۸۷/۰۲/۱۶

خداى متعال در طول اين سى سال به ما كمك كرده است. در برهه‏هاى مختلف كمك الهى را، دست قدرت الهى را پشت سر اين ملت، آدم مشاهده ميكند و مى‏بيند. يكيش همين است كه امروز دولتى كه مظهر استكبار است - دولت آمريكا دچار مشكلات فراوانى است. ناكامى‏هاى دولت آمريكا، چيز كوچكى نيست. به همين هفت، هشت سال اخير نگاه كنيد؛ در قضيه‏ى فلسطين شكست خوردند، در زدودن فكر فلسطين از ذهن ملتها شكست خوردند؛ در تسلط بر سرنوشت ملت عراق شكست خوردند، آن حكومت مطلقه‏ى يك جانبه‏اى كه ميخواستند در عراق به وجود بياورند، ناكام ماندند. نامزد رياست جمهورى آمريكا - همين دو سه روز قبل از اين - اعلام كرده است كه حمله‏ى آمريكا به عراق به خاطر نفت خاورميانه بود. يك غوغائى را در مطبوعات و در رسانه‏هاى آمريكا، حرف اين نامزد رياست جمهورى درست كرده. خوب، اين حرفى است كه ما روز اول گفتيم. آن روزى كه آمريكا براى حمله‏ى به عراق مقدمه‏سازى ميكرد، و آن روزى كه اين حمله را انجام داد، ما صريحاً و علناً گفتيم شما دروغ مي گوئيد كه مي گوئيد دنبال آزادسازى مردم عراق آمده‏ايد؛ نه، شما دنبال اسارت مردم عراقيد. «چو ديدم، عاقبت گرگم تو بودى». صدام، گرگ ضعيفترى بود نسبت به نيروهاى اشغالگر آمريكائى. آمدند، گفتيم براى نفت آمده‏اند؛ نه فقط نفت عراق، بلكه براى نفت منطقه؛ براى اينكه يك پايگاهى در خليج فارس با زور و قدرت، نه با سياست، به دست بياورند. آمريكائى‏ها به اين نيت آمدند. حالا اين آقاى نامزد رياست جمهورىِ حزب جمهوريخواه آمريكا صريحاً اين معنا را اعتراف ميكند و ميگويد من يك نقشه‏اى دارم كه آمريكا ديگر احتياج به نفت خاورميانه نداشته باشد، كه مجبور نباشد جوانهايش را به ميدان جنگ بفرستد. يعنى ملت آمريكا از اين حركتى كه دولت آمريكا برايشان سازماندهى كرده است، از جنگ عراق و از اشغال عراق، آنقدر متنفرند و آنقدر ناراحتند كه يك نامزد رياست جمهورى براى اينكه آراء مردم را جلب كند، روى اين نقطه تكيه مي كند

اين ناكامى دولت آمريكا نيست؟ ناكامى از اين بالاتر؟ در فلسطين ناكام شدند، در عراق ناكام شدند، در تسلط بر افغانستانِ ضعيف حتّى ناكام شدند، در پياده كردن نقشه‏هاى خود در كشور لبنان ناكام شدند. البته زبانشان باز است، تهديدشان هميشگى است. ابرقدرتها، بيش از آنچه با واقعيت حقيقىِ وجود خودشان زندگى كنند، با تهديد خودشان زندگى مي كنند، براى اينكه طرف مقابل را مرعوب كنند.
ملت ايران اين راز را كشف كرد و در مقابل تهديد آمريكا و ديگر ابرقدرتها و ديگر متجاوزين و قلدرها و ياوه‏گوها مرعوب نشد و نخواهد شد.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار عمومى مردم لار ۱۹/۰۲/۸۷

دنبال اين ميگردند كه عامل اصلى تحرك مردم عراق عليه نيروهاى نظامى اشغالگر را پيدا كنند. مثل هميشه باز محاسباتشان غلط است. ايران را متهم ميكنند؛ سوريه را متهم ميكنند؛ اين و آن را متهم ميكنند. خودتان را متهم كنيد. حضور نيروهاى آمريكائى براى تحريك غيرت مردم عراق عليه آنها كافى است، احتياجى ندارد به اينكه از خارج مرزهاى عراق كسى بخواهد آنها را تحريك كند، كه شما بيخود اين و آن را متهم ميكنيد. شما خودتان متهم اصلى و مجرم اصلى هستيد. آمريكائى‏ها اولين مجرم در مسئله‏ى عراق هستند. در هرجاى ديگر هم همين است. حضور آمريكا در خليج فارس، در اين منطقه‏ى بسيار حساس دنيا، مايه‏ى ناامنى است. امنيت اين منطقه بايد به وسيله‏ى دولتهاى اين منطقه تأمين شود. همچنانى كه دخالت آمريكا در قضيه‏ى فلسطين موجب گره خوردن هرچه بيشتر اين قضيه است.
گره مسئله‏ى فلسطين با دخالت آمريكائى‏ها باز نميشود؛ كورتر ميشود. هرچه آمريكائى‏ها در اين قضيه دخالت كنند، گره را كورتر ميكنند.
گرگ و میش
 ملت فلسطين، ملت بيدارى است؛ ملت آزاده‏اى است؛ ملت روشن‏فكرى است. دولتى انتخاب كرده است، بگذاريد آن دولت با پشتيبانى آن ملت كارهاى خودش را بكند. دخالت آنها، آن هم دخالت يكجانبه، زورگويانه، به نفع رژيم غاصب صهيونيستى، هرچه ميگذرد، ماجراى فلسطين را دشوارتر ميكند. البته اين مسائل حل خواهد شد؛ هم مسئله‏ى عراق حل خواهد شد، هم مسئله‏ى فلسطين حل خواهد شد؛ اما آن روزى حل خواهد شد كه با حل اين مسائل، از حيثيت و هويت و موجوديت استكبار آمريكائى هم ديگر چيزى باقى نخواهد ماند.

دریافت فایل تصویری

نوشته شده توسط אליאכבר در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 ساعت 18:10 | لینک ثابت

هوالعزیز

این نوشته رو یک ماه پیش قلمی کرده بودم به خاطر این که حساب روز و ماه و سال از دستم در رفته بود.جالب هم در نیومد ولی چون فرصت نکردم متن جدیدی بنویسم همین را علم می کنم .هر چه باداباد.

وبالاخره اسرائیل شصت ساله شد.شصت سال ترور و کشتار و ظلم از صهیونیست ها،شصت سال سکوت ازجامعه ی جهانی وشصت سال ذلت وخفت برای مسلمین و برای همکاری پشت پرده آنها با اسرائیل.اکنون این کفتارشصت ساله شده است،خون مظلومین از زن و کودک و پیر را مکیده ولی باز من و تو خوابیم.

او آمده بود که رویای سرزمین بدون ملت را برای ملت بدون سرزمین محقق کند و حال آن که نه آن ملت بدون سرزمین بود و نه این سرزمین بدون ملت.

شصت سال نکبت

او به قدری از این ملت مظلوم کشت تا بتواند رویای سرزمین بدون ملت را برای خود محقق سازد غافل از اینکه این نسل، نسل اسلام است و برکتی عظیم وکوثری الهی درآن به ودیعه نهاده شده. ولی اوکور بود و نمی دید و به برکت مقاومت شصت ساله مردم اکنون ازکل جهان که هیچ حتی ازنیل و فرات هم چشم پوشیده و باید مراقب همین چهارده هزارکیلومتر باشد که از دستش نرود.

اکنون شصت سال است که می کشد ولی تعداد مبارزین هر روز بیشتر از دیروز می شوند.

این ملت مظلوم و مستضعف در این شصت سال برای نجات خود درسرزمین خود،به هرحشیش و خاشاکی دست توسل زده است و اکنون خوب می فهمدکه شصت سال درکوچه های بن بست وتو درتو سرگردان بوده و به حق در این شصت سال دشمن را دوست می پنداشتند و از دشمن به دشمن پناه می بردند ازآن زمانی که یهودی ها آمدند و دست به کشتار زدند،از آن زمانی که مبارزه ی مسلحانه علیه صهیونیست ها شروع شد ، از زمان عزالدین قسام،ملت فلسطین بی تفاوت نبوده امادشمن راریشه یابی نکردند،و همین علت آنها را زمین گیرکرده است.

وقتی مروری به افکاروعملکردگروهای مبارزدرفلسطین می کنی،غم و غصه دلت رامی گیرد.زمانی که کمونیسم شوروی همه جا را تسخیر کرده بود احزاب کمونیستی در فلسطین برای آزادی قدس ایجاد شدند غافل ازآن که کمونیسم خود دست ساخته صهیونیسم است و بعد از آن مرحله نوبت تکیه بر استعمار غرب و افکار مارکسیستی شد. بعدها فهمیدند این لانه هم از آن کفتار صهیونیسم است.

ملت فلسطین با این که از غرب و شرق ناامید شدند ولی باز هم راه به سرمنزل مقصود نبردند وقتی جمال عبد الناصر ظهور کرد

 (وظهور او داستانی مفصل دارد که غرب چقدر روی او سرمایه گذاری کرد و چقدر تبلیغش کرد)وتفکرات نژادپرستانه وملی گرایانه او سرزمین های عربی را درنوردید و امثال «جبهه خلق» را برای فلسطین ایجاد کرد و بعد ازآنکه شکست کمرشکنی از این تفکر نثار خلق عرب شد تازه عرفات راههای رفته ی او را دوباره پیمود.عرفاتی که شهید نواب او رابا تلنگری از دانشگاه های مصر بیرون آورده بود و به صحنه مبارزه کشانده بود اما عرفات جانور احمقی بود که تمام راه های رفته را دوباره رفت، از توسل به افکار و شخصیت های کمونیستی و تکیه بر نامردان تا بوسیدن دست و پای هرصهیونیست مزدور.

 

اما با ظهور جهاد اسلامی که به اشاره امام راحل ایجاد گردید گویا سرنوشت فلسطین طور دیگر رقم خورد،آنهایی که تمام ملت عرب را درطول سی سال بازی داده بودند در مقابل جهاد اسلامی احساس ضعف کردند و هنوز هم که هنوز است اسرائیل جهاد اسلامی را تنها ترین دشمن خود می داند زیرا می داند که جهاد اسلامی با تکیه بر اسلام راستین او را خوب شناخته است.

اما اکنون در شصت سالگی کفتار پیر هریک از ما دربرابر قدس وظیفه ای سنگین بردوش داریم:

1-وظیفه ملت فلسطین:اکنون زمان آن رسیده که این ملت مظلوم دشمنان خود را از ریشه بشناسند آنها همچنان که از کمونیسم و مارکسیسم ناامیدشدندبه ناچارباید از افکار ناسیونالیستی وتکیه برخلق عرب دست بردارندوهمچنین باید سلفی گری و وهابیت را به گور فراموشی بسپارند.نه صدام توانست کاری برای آنهابکند و نه جمال عبدالناصر و نه عرفات و نه دیگران و هربلایی که سر فلسطین آمد از افکار ملی گرایانه و ناسیونالیستی بود که مخالف  صریح آیه قرآن است.

اکنون چاره کار به دست مردم فلسطین است که باید بر اسلام ناب تکیه کنند نه بر اسلام  وهابیت همچنین که شهیدسعیدفتحی شقاقی چنین بود و اگر مردم فلسطین افکار وهابیت را به گور نریزند صهیونیسم پشتوانه عظیم تشیع را از آنان خواهد گرفت و این بزگترین برد برای صهیونیسم است.

2- وظیفه کشورهای عربی و اسلامی:چنان که ذکر شد دول عرب قابلیت تکیه گاه بودن را ندارند. تنها ترین گزینه فراروی ملت فلسطین تکیه بر اسلام و ایستادن روی پای خود است اگر عربها عرضه داشتند برای  لبنان کاری می کردند. اگر آنها عرضه داشتند به جای بیانیه های خشک وبی اثر در کنفرانس سران عرب از گزینه اقتصاد به نفع ملت فلسطین استفاده می کردند و البته جای تعجب هم نداردحاکمان بت پرستی که یک عمر سر در آخور صهیونیسم داشتندو بر علیه او کاری نمی کنند و او هم اینها را خوب شناخته است نه تنها فلسطین بلکه درمان درد اسلام نیز همین گونه است،پیامبر رحمت نقطه مشترک احساسات و عواطف حداقل یک و نیم میلیارد مسلمان است.وقتی به این پیامبر با این پشتوانه عظیم مردمی توهین می شود سران عرب فقط محکوم می کنند اما محکوم کردن کجا و چاره کار کجا،چاره کار فقط گزینه اقتصادی است.و جا داشت دولت انقلابی در نمایشگاه پتروشیمی از هلند و دانمارک دعوت نکند و خشم انقلابی خود را بروز می داد تا حساب کار دستشان بیاید.اگر دانمارک ،هلند و اروپااحتمال بدهندکه حکمای جهان عرب شاید لوله نفت را فقط یک روز به روی انها ببندند فقط یک روز مصرف محصولات آنها راتحریم کنند دیگر به خود جرات این اهانت ها را نمی دهند.اگراعراب رسما و واقعا اسرائیل را به رسمیت نمی شناختند و در پس پرده با او زد و بند نداشتند کار فلسطین اینقدر بیخ پیدا نمی کرد.

3- وظیفه ملتهای مسلمان:دولت ها چه کمک بکنند و چه نکنند ذره ای ازمسولیت ملت ها را کم نخواهند کرد و در این بخش وظیفه بسیار بزرگی برعهده ملت های مسلمان است

الف:تبیین فرهنگی و تشریح اطلاعاتی

ملل مسلمان باید یقین کنند که فلسطین خط مقدم جبهه اسلام و کفراست و به همین علت باید از تمام اخبارخط مقدم آگاه شوند و باید احساس غیرت در مورد فلسطین و اهل آن در بین مردم مسلمان ایجاد شود و لذا باید روی بسیاری ا زمسائل فعالیت عمیق تبلیغی و فرهنگی کرد.و متاسفانه ما از این جهت در انحطاط کامل به سر می بریم وقتی که رهبرمان انقلاب عظیم مردم ایران را بدون فتح فلسطین ناقص می داند ما حتی نتوانسته ایم این ضرورت را بعد از سی سال به مردم خودمان تفهیم کنیم و هنوزکه هنوز است بعضی ازمردم می گویند چرا دولت ما به ملت فلسطین کمک می کند مگر ما در داخل گرسنه کم داریم چرا بیت المال ما را مفت و مجانی به حلق سنی ها می ریزند... .و این نشان ازعمق فاجعه دارد که ما نتوانسته ایم برای خط مقدم خود عقبه ای مستحکم بسازیم که هیچ ارتش و سپاهی درخط مقدم بدون عقبه مستحکم نمی تواند پیروز باشد.

سر الاسرار مبارزه این است که اولا دشمن را خوب بشناسی و ثانیا دوستان دشمن را بشناسی که دوست دشمن تو دشمن توست و باید برروی این نکته کارعمیق فرهنگی کرد یعنی وهابیت و بهاییت بزرگترین ابزار اسرائیل برای درهم شکستن صفوف مستحکم مسلمین است.

ب :کمک اقتصادی و مالی که این به دو صورت ممکن است:

1-کمک کردن به ملت فلسطین:کمک مالی دولت ها هیچ نفعی برای مردم فلسطین نداشته و نخواهد داشت چون آنها درست است که کمک می کنند اما به خاطر خود یعنی می خواهند پایگاههای تبلیغاتی خود را در فلسطین از دست ندهند.چنان که عربستان با کمک های هنگفت خود توانسته به تبلیغ وهابیت در فلسطین کمک شایانی کند.ملت ها خود در کمک مالی به فلسطینیان وظیفه دارند.در دنیا حداقل یک و نیم میلیارد مسلمان وجود دارد و اگر هر روز هر مسلمان یک تومان به فلسطینیها کمک کند در ماه چهل وپنج میلیاردتومان و درسال پانصد و چهل میلیارد می شود و این پول کمی نیست و می تواند تمام نیازهای ملت و دولت فلسطین را براورده کند و دیگرملت فلسطین مجبور نیستند دست گدایی به سوی اجانب و صهیونیسم بین الملل دراز کنند و این یعنی فتح آشکار.(مگر از کمک های هزاران هزار میلیاردی یهودیان دنیا به اسرائیل بی خبریم).

2-کمک نکردن به صهیونیسم:این مطلبی است که خیلی جای کار دارد اما خلاصه اش این چنین است، اسرائیل یک دولت بسیار کوچک است اما عقبه ای بزرگ در سایر کشورها دارد که از آنها تعبیر می کنیم به صهیونیسم بین الملل.مسلمانان سراسر دنیا باید مصرف کالاهای اسرائیلی و حامیان او را تحریم کنند و این مطلب از نظر شرع و عقل وجوب دارد.

اصلا برای ما قابل باورنیست که با خرید و مصرف هر یک ازکالاهای صهیونیستی تیری را به اسرائیلی ها هدیه می دهیم تا قلب کودکان فلسطینی را نشانه بگیرند،و از همین جهت است که امام راحل به خود کفایی و تکیه بر خود تاکید داشتند،مسلمان ها اگرعقبه اسرائیل را تحریم کنند اسرائیل ضعیف خواهد شد و خود به خود از بین خواهد رفت و کلام آخر این که بزرگترین درسی که شیعه از امام حسین وعاشورای او گرفته است این است که:

صهیونیست ها سه گروهند:

1-کسانی که مردم فلسطین رامی کشند.

2-کسانی که آنها را پشتیبانی مالی و سیاسی می کنند.(که مسلمانانی که گروه های مقاومت را تضعیف می کننددر این گروه قرار می گیرند).

3-کسانی که در برابر این ظلم سکوت میکنند.

و لعن الله امه قتلتکم(زیارت عاشورا)

ولعن الله امه اسرجت والجمت وتنقبت لقتالک(زیارت عاشورا)
والعن الله امه سمعت بذلک فرضیت بها (زیارت اربعین)

به راستی آیا ما می توانیم ادعا کنیم که صهیونیست نیستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط אליאכבר در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 ساعت 8:25 | لینک ثابت

این نوشته به بهانه بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران،با روی کردی انتقادی به فعالیت های موسسات فعال در زمینه فلسطین و در مقابل یکی از در ب های بهشت نگاشته می شود،شاید مقبول افتد.

همیشه این سوال در ذهنم جولان می دهد که :

ما که توانستیم حکومت شاهنشاهی را از ایران بر چینیم و شاخ آمریکا را بشکنیم و صدام تکریتی را سر جای خود بنشانیم ،ما که توانستیم انقلاب مان را به سراسر دنیا صادر کنیم به طوری که به قول آقای قرائتی همه اش را صادر کردیم و چیزی برای خودمان نماند،چرا بعد از سی سال که از انقلاب می گذرد هنوز نتوانسته ایم چرایی مبارزه برای ملت فلسطین را برای ملت خود تفهیم کنیم .هنوز آن جوان پرنشاط پر انرژی که به عالم و آدم اعتراض می کند، می پرسد:چرا شما پول نفت ما را به حلقوم دیگران می ریزید .مگر در کشورتان فقیر تمام شده که که به ملت دیگر کمک می کنید.تازه مگر فقرای شیعه بر فقرای سنی تقدم ندارند؟آخر چرا به فلسطینی ها؟

و صدها سوال متنوع دیگر...

در این نوشته قصد جواب دادن به این پرسش ها را نداریم بلکه می خواهیم علت ایجاد این سوال را بررسی کنیم و این که چرا تا به حال به ای پرسش جواب داده نشده است.

در این روزها بیست و یکمین نمایشگاه کتاب تهران را پشت سر می گذاریم .نمایشگاهی که در آن میلیون ها جلد کتاب از صدها ناشر داخلی و خارجی برای میلیون ها بازدید کننده عرضه شده است.

با این که آمار بازدید کنندگان از نمایشگاه قابل توجه است ولی آمار مطالعه در کشور مایوس کننده است.آمار بازدید کنندگان از نمایشگاه بیستم 5/3 میلیون نفر گزارش شده است و آمار امسال را 20-30 درصد افزایش را نشان می دهد.

اما آمار سرانه مطالعه برای هر ایرانی شش دقیقه است که 30/4 دقیقه  آن مخصوص مطالعه درسی است. یعنی سرانه مطالعه در کشور ما 90 ثانیه است .حالا شما این زمان را تقسیم کنید به موضوعات مختلف از جمله مجلات ،روزنامه ها و کتاب های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ...

حالا شما بگوئید سهم فلسطین از این زمان چند صدم ثانیه است.با این اوضاع اسفناک همین که مردم ما به فلسطینی ها به چشم دشمن نگاه نمی کنند جای بسی شکر دارد .

البته شاید این چنین ریز بینی هم لازم نداشته باشد.شما اگر به آمار کتاب های عرضه شده در این در نمایشگاه کنید متوجه همه چیز می شوید.سهم کتاب فلسطین از بین این چند صد هزار عنوان عرضه شده ،زیر صد کتاب است .کتاب های موضوع فلسطین 86 عنوان و اسرائیل 93 عنوان و روی هم رفته زیر صد عنوان است.(لیست کتاب ها در ادامه مطلب می آید).

 البته این آمار برای کتاب های فارسی است و بحمدالله از یمن دولت الکترونیک کتابهای غیر فارسی در جستجوی نرم افزار موجود نیست.

البته که ناشر جای ملامت ندارد او در عین حال که می خواهد کار فرهنگی کند ولی در وهله اول به فکر منافع خودش است.وقتی ببیند موضوعی مشتری ندارد عقلش ایراد ندارد که در آن موضوع کتاب چاپ کند.

کتاب خوانی مسئله ای نیست با کسب معرفت توسعه پیدا کند .کتاب خوانی نیاز به اطلاع رسانی به همراه تشویق دارد.مگر نمی بینید که ذائقه غذایی مردم با تبلیغات عوض می شود ،به همین نسبت ذائقه علمی مردم نیز باید با تبلیغات عوض شود.بی ربط نیست که می گویند تبلیغات هزینه نیست.اگر شما مردم را کتاب خوان کردید امید می رود که اقبال عمومی به مسئله فلسطین افزایش یابد.

ما که فقط به خاطر فلسطین به نمایشگاه رفته بودیم بعد از دو ساعت گشتن و از هزار نفر پرسیدن این پیکر پاره پاره فلسطین را پیدا کردیم.

اما حال و روز نمایشگاه

گویا افکار ناسیونالیستی خیلی به مسئولین نمایشگاه فشار آورده بود به طوری که غرفه فلسطین را به دو بخش فارسی  و عربی تقسیم کرده بودند با فاصله ای طولانی میان این دو مثل فاصله میان مشرق تا مغرب.غرفه های عربی عبارت بود از غرفه های حماس و جهاد اسلامی و حزب الله .

غرفه های فارسی عبارت بودند از :جمعیت دفاع از ملت فلسطین،حامیان آزادی قدس شریف ،مرکز مطالعات فلسطین و ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام.و این تفریق خود از طرح های صهیونیستی بود.گویا جمال عبد الناصر این نقشه را برای نمایشگاه اجرا کرده بود.مثل حکومت خودگردان که بین حماس و فتح تقسیم شده است.

اما شرح حال موسسات غایب

موسسه ندا و دبیر خانه انتفاضه مثل اینکه حرفی برای گفتن نداشتند و یا این که این نمایشگاه را لایق خودشان ندیده بودند و یا این که مثل مرکز مطالعات کارهای تبلیغاتی را کسر شان خود می دانستند.

اما از موسساتی که غایب بودند اتحادیه بین المللی اتحاديه بين الملل سازمانهاي حامي حقوق ملت فلسطین بود گویا خانم...یا از نمایشگاه خبر نداشتند و یا بر اثر کثرت اشتغالات فرصت نکردند تا یک بیانیه ای صادر کنند تا شاید این بیانیه بر غنای سایت شان بیفزاید.

شرح حال موسسات حاضر

حماس مثل سال های پیش کتاب ها و جزوه هایی را که از 1000 سال پیش از عهد بوق علیشاه چاپ کرده بود در معرض نمایش گذاشته بود و چفیه معروف و دو سی دی آهنگ ها و شماره آخر پیام فلسطین(شهریور 86).

اما جهاد اسلامی هم مثل حماس بود با همان پیرمرد قدیمی و چند سی دی از حوادث فلسطین و شماره آخر ندای قدس

اما مرکز مطالعات فلسطین و خبر گزاری قدس با آن دبدبه و کبکبه شان سی دی های باد کرده خودشان را به قیمت خون اجدادشان عرضه کرده بودند و مهمترین کارشان سر رسید قدس بود و دیگر هیچ.بقیه کتاب ها و جزوات باد کرده و جالب این که غرفه دارانشان را مثل این که از سر میدان آورده بودند چون من بهتر از آن ها از احوال جمعیت خبر داشتم و وقتی چیزی می پرسیدی من و من می کردند....

گوش شیطان کر مرکز مطالعات هم از پوسته علمی ضد تبلیغاتی در آمده بود و کتاب های پر از گرد و خاکش را و البته با دو پوستر از 60 سالگی اسرائیل عرضه کرده بود.وقتی از غرفه دار در مورد سایت پرسیدم ،وعده سر خرمن داد که دارند روش کار می کنند . وخدا می داند تا ظهور منجی نتیجه دهد یا نه .مثل همان سایت مدارک علمی جمعیت دفاع که دو سال است رویش کار می کنند و گویا این حیوان نازاست و این ها خبر ندارند.

حامیان آزادی قدس هم خودش را ترکانده بود چند تا بنر مسابقه 60 سالگی اسرائیل را چاپ کرده بود و کلاس سایتی را که نداشت و غیر فعال بود می گذاشت. والبته از محسنات این حامیان این بود که غرفه دارانش بیشتر به صهیونیست ها شبیه بودند با آن حجاب اسلامیشان!!!!!تا فلسطینی ها.

اما ستاد پاسداشت در گوشه ای آرام و بی سرو صدا محصولات خود را به نمایش گذاشته بود و کاملا قابل تقدیر.

اما کار حزب الله حرف نداشت یک تنه کار همه این مدعیان را بی سرو صدا انجام داده بود از آن دیویدی کلیپ ها حزب الله تا داستان و پوستر های عماد و...

وچه جالب بود بعضی از این موسسات سابق الذکر پوسترهای مجانی حزب الله را به مردم می فروختند.البته شاید به نفع ملت فلسطین!!!!

و ناگفته نماند موسسه موعود که در جزیره برمودا تبعید بود چند سی دی و به قول خودشان لوح فشرده در مورد بازی های رایانه ای و هالیوود و ..عرضه کرده بود.

و جای پوسترهای تحریم شرکت های صهیونیستی کاملا خالی بود.وکارهایی که انجامشد همه کارهای نمادین بی اثر بود از جمله مراسم یادبود شهدای فلسطین که در روز نهم نمایشگاه انجام شد.

این ها را گفتم تا بدانی که این آقایان و خانم ها در فضایی کاملا خیالی و مجازی زندگی می کنند و دشمن را یک عروسک تصور کرده اند.و راحت بگویم علاوه بر این که برنامه های دراز مدت برای خود و دیگران ندارند .تمام کارشان این است که در حوالی روز قدس تمام رسانه ها را اشغال می کنند و خود را به دیگران می کشند.و موسسات خود رابه یک نان دانی تبدیل کرده اند .و هرچه فک و فامیل داشته اند ریخته اند در ایم موسسات ،آن هم کسانی را که هیچ نمی فهمند.و به قول خودشان فرصت شغلی ایجاد کرده اند.

نمایشگاه بزرگ ترین فرصت فرهنگی سال است که آقایان هیچ برنامه ای برای آن ندارند.

آن وقت تو می گویی چرا مردم ما...ما هر چه می کشیم از این خواص است که حسین بن علی ها را به مسلخ می کشانند .خدایت بیامرزاد ای آقاسی:

قوم به حج رفته چو باز آمدند           بر سر نعش تو به نماز آمدند

قوم به حج رفته تو را کشته اند       پنجه به خون تو آغشته اند

اما در مقابل فقط همین را بگویم که تئودور هرتصل رئیس کنکره یهود در اواخر قرن نوزدهم در یادداشت هایش می نویسد:من در شهر بال در 1897 دولت یهود را بنیان گذاشتم...همه شاید در عرض 5 سال و محققا 50 سال به این امر پی خواهند برد.

تئودور هرتصل

آری این است دشمن و تلاش و دور اندشی های او ....

با توجه به این مطالب علل غربت فلسطین در کشور ما کاملا مشخص می شود.

بیماری ایدزی که در بین اکثر مسئولین ما شایع است عادت کردن به تاج و تخت و سیاسی کاری و در یک کلمه پدر بزرگ شدن است. فقط مصلحت سنجی را بلدند.این نیاز کاملا مشهود است که ما در باره فلسطین به طرح و فکر های جهادی متکی بر اصل اسلام نیازمندید.دیگر زمان این پیرمردگری ها به سر آمده.با کارمندی کار کردن ره به جایی نخواهیم برد .هر کس به دنبال طرح و برنامه ای می گردد که ضمیمه گزارش کار خود کند تا بتواند بودجه بیشتری را بالا بکشد.

ما نیاز داریم به فرهنگ جهاد و ایثار شهدا که در وقت کار اولین بودند و در وقت جایزه آخرین.

این همه نیروی فکری تازه نفس و جوان در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی استعدادهای شان کور می شود و با تهیه کپی پایان نامه های دیگران مدرکی کوفتی می گیرند و می چسبند به دنیای نداشته شان.این همه دانشجو و طلبه و این همه موضوعات بکر کار نشده در مورد فلسطین از دیدگاه فقه و حقوق و قران و دین و اقتصاد و سیاست و...

آیا زمان آن نرسیده که با تحول در مدیریت ها و تعویض نیروهای فسیلی راه را برای اهل فن و هنر و علم و تلاش و کوشش باز کرد .مگر ما نقاش و کاریکاتوریست و شاعر و نویسنده کم داریم .آیا همه این ها با فلسطین مشکل دارند.نه به خدا این ها با مدیران مومیایی شده مشکل دارند که راه را بر هر نو آوری می بندند. آیا زمان آن نرسیده که مدیران بیانیه صادر کن صادر شوند و مدیران مبتکر و لایق وارد.

نویسنده این نوشته معتقد است مشکل ملت ما با فلسطین زمانی حل خواهد شد که مدیریت جهادی حاکم گردد و اگر این گونه شود همه خواهند گفت چراغی که به مسجد رواست به خانه حرام است.

تا زمانی که تحول در مدیریت ایجاد نشده داخل کردن فلسطین به عمق دل ها غیر ممکن است.کاری که برای غیر خدا از جمله برای پرونده سازی انجام شود عین شرک است.و البته بی اثر.

و خداوند خود تهدید کرده که اگر برای خدا و با تمام توان کار نکنید خداوند شما را می برد و قومی بهتر از شما را جایگزین خواهد کرد.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ (مائده 54)

و آخر دعوانا

خدایا فلسطین که درد ما نشد ما را درد فلسطین قرار مده.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط אליאכבר در یکشنبه 22 اردیبهشت1387 ساعت 4:37 | لینک ثابت

 سخنراني در ديدار با جمع کثيري از دانشگاهيان و طلّاب حوزه‏هاي علميه 29/9/1368

از مسلمانان مظلوم فلسطيني حمايت و دفاع مي‏کنيم

 اين را هم بگويم که آن جايي که شما احساس مي‏کنيد دشمن سختگيري مي‏کند، درست همان جايي است که دشمن آسيب مي‏بيند. فشاري که اين روزها به‏وسيله‏ي صهيونيستها بر مسلمانان مظلوم فلسطيني وارد مي‏شود، به معناي آن است که استکبار در سرزمينهاي اشغالي فلسطين مقدس، به طور جدي تهديد مي‏شود. اگر تهديد جدي نبود، اين قدر فشار زياد نمي‏شد. اين روزها دولت غاصب صهيونيست، به طور روزمره در سرزمين اشغالي به مردم حمله مي‏کند و حتّي شنيدم به زنها حمله کرده، تعدادي از آنها را مضروب و مجروح نموده و تعداد کثيري از مردم را به‏وسيله‏ي مزدوران نظامي و پليس خود مجروح کرده است. چه قدر از افراد را مي‏گيرند و در زندانهاي خود بازداشت و شکنجه مي‏کنند و در نهايتِ فشار نگه مي‏دارند؛ اما شعله‏ي مقدس، روزبه‏روز در سرزمينهاي اشغالي مشتعلتر مي‏شود.

فلسطین سراچه درد

 يک جوان مسلمان فلسطيني مي‏گفت: امروز در زندانهاي سرزمين اشغالي، زندانيها به عشق امام و به ياد رهبر عظيم‏الشّأن انقلاب اسلامي، شعر مي‏خوانند. ياد انقلاب و امام و ياد مجاهدتهاي ملت ايران، در اعماق همان سلولها هم هست. دشمن از همين مي‏ترسد. پس، فشار روي آن مردم اثري نداشته است. الان در فلسطين اشغالي، دو سال و اندي است که مردم با دست خالي مبارزه مي‏کنند و دشمن نتوانسته است اين مبارزه را سرکوب کند؛ همچنان که نتوانسته‏اند مبارزه‏ي مسلماناني را که در کشورهاي اسلامي عليه ايادي استکبار مبارزه مي‏کنند، سرکوب کنند. اين، به معناي آن است که موج اسلامخواهي و فرهنگ اسلام، روزبه‏روز گسترده‏تر مي‏شود. کيد دشمن و شيطان، کيد ضعيفي است و هر جا که فشار استکبار بيشتر است، آسيب‏پذيري او هم بيشتر است.

 ما به عنوان انقلاب اسلامي و به عنوان اولين ملتي که با اين انقلاب توانسته است بيني استکبار را به خاک بمالد و با قدرت و شجاعت، قلعه‏ي مستحکم استکبار را در اين کشور ويران کند و استکبار و امريکا را بيرون نمايد، اعلام مي‏کنيم که از مردم و مسلمانان مظلوم فلسطيني حمايت و دفاع مي‏کنيم و معتقديم که مبارزه‏ي آنها ان‏شاءالله به نتايج خوبي خواهد رسيد.

 خداوند ان‏شاءالله توفيقات خود را به همه‏ي شما آقايان و خواهران محترم عنايت کند. مجدداً به همه‏ي حضار محترم، مخصوصاً دانشگاهيان و روحانيون و جوانان تيزهوش توصيه مي‏کنم که رشته‏ي علم - چه حوزه و چه دانشگاه - و اتحاد بين اين دو منبع را همچنان مستحکم نگه‏دارند و برادران رزمنده - چه رزمنده‏هاي دانشگاه و چه رزمنده‏هاي حوزه‏ي علميه - بدانند که پيشرفت اين انقلاب و ادامه و استمرار اين مبارزه، عليه دشمنان و شياطين است.

 سخنراني در ديدار با گروهي از روحانيون حوزه‏هاي علميه‏ي اهل سنت 5/10/1368

او که با اصل اسلام دشمن است، در خصومت، برايش شيعه و سني فرقي نمي‏کند. ديديم که استکبار چگونه روي انقلابيون سني در فلسطين و مصر فشار مي‏آورد. اينها که شيعه‏ي دوازده امامي نيستند. همه‏ي اينها برادران اهل سنت ما هستند. مي‏بينيد که چه فشاري روي اينها مي‏آورند. براي استکبار که فرقي نمي‏کند. اما او که با اسلام و شعب اسلام و ملت اسلام - از هر شکلش - مخالف است، حالا در موضع يکي از اين فرقه‏ها قرار مي‏گيرد و عليه يک فرقه‏ي ديگر تلاش مي‏نمايد و پول خرج مي‏کند. ما بايد هوشيار باشيم.

سخنراني در ديدار با روحانيون، مسؤولان و گروهي از اقشار مختلف مردم 6/10/1368

ملت ما در مقابل استکبار، قدرتمندانه ايستاده است

 اينها با همين روحيه(نظام سلطه وقلدری)، تقريباً بيست و پنج سال حکومت شاه را در ايران سر پا نگهداشتند. در سال 32، در اين‏جا کودتا کردند و حکومتي را سرنگون نمودند و شاه را سر کار آوردند و بيست و پنج سال از او حمايت کردند. همينها هستند که امروز عليه مردم کشورها، از نظامهاي مرتجع و ديکتاتور دنيا حمايت مي‏کنند. همينها هستند که صهيونيستها را در فلسطين آوردند و کاشتند و يک کشور را از دست ملتش گرفتند و غاصبي را در آن جا گذاشتند و دايم در طول چهل سال گذشته، از دولت اسرائيل حمايت کردند. اين، نظام سلطه است. بزرگترين بلاهاي عالم براي ملتهاي دنيا، همين نظام سلطه است. اگر ملتها در کشور و خانه‏ي خودشان، اختيار نداشته باشند، از وبا و طاعون و بدترين مرضها خطرناکتر است.

 ديدار گروههاي مختلف مردم و ميهمانان خارجي شرکت‏کننده در مراسم دهه‏ي فجر 12/11/1368

دايره‏ي گسترش و نفوذ اسلام در آينده پيشتر خواهد رفت

 امروز، از دوقطب سياسي و اقتصادي عالم - قطب شرق و قطب غرب - قطب شرق تقريباً متلاشي شده است و چيزي به نام بلوک شرق، امروز ديگر در دنيا مطرح نيست. کسي اين را باور نمي‏کرد. من مي‏گويم دايره‏ي گسترش و نفوذ اسلام، از اين خيلي پيشتر خواهد رفت و بشريت در آينده‏ي نه چندان دور، شاهد خواهد بود که حاکميت غرب و فرهنگ سلطه و ضد ارزشهاي حاکم بر بشر متلاشي خواهد شد و آن چيزي که امروز به نام بلوک غرب بر دنيا ظلم و جفا مي‏کند، از بين خواهد رفت و اين از برکات اسلام است.

 در آينده‏يي که خيلي دور نخواهد بود، بشريت شاهد خواهد بود که حکومت غاصب صهيونيستها، مجبور به عقب‏نشيني خواهد شد و ملت مظلوم فلسطين، به حقوق خود خواهند رسيد. اين، طبيعت زمان و روند کنوني حقايق در عالم است و مسلمانها بايد خودشان را آماده کنند.

 مسلمانهاي مؤمن و معتقد بايد بدانند که امروز، روز اسلام و روز نقش و دور اصلي اين دين است. اسلام پيشرفت خواهد کرد و ان‏شاءالله در صحنه‏ي ذهن بشر و بر واقعيتهاي زندگي حاکم خواهد شد. ما در نظام جمهوري اسلامي، به تبعيت از امام فقيد بزرگوارمان - آن شخصيت نمونه‏ي امروز عالم و کسي که از نوع اولياي خدا و جزو سلسله‏ي برگزيدگان الهي بود - راه پاي‏فشردن بر مواضع اسلام و مقابله با طواغيت را با قدرت و قاطعيت تعقيب خواهيم کرد و معتقديم که آينده در اختيار اسلام و متعلق به اين دين است.

 خطبه‏هاي نماز جمعه‏ي تهران 20/11/1368

. و نحن نعلن هنا أن هذه الآمال ستبقي حسرة في قلوبهم بحول‏الله و قوّته ثم يغلبون. و من اجل تبديد الآمال المعقودة علي هذه الثورة و نظام الجمهورية الاسلامية راح العدو يکيل للثورة تهمة الاستسلام مقابل اعداء الاسلام و تهمة اقامة العلاقات مع امريکا و اسرائيل، و نحن نعلن أن النضال ضد حکومة العدو الصهيوني والدفاع عن کفاح الشعب الفلسطيني المظلوم و عن الارض الفلسطينية المغتصبة جزء لايتجزأ من معتقدات الثورة الاسلامية.

نحن نعتبر الدفاع عن کل المسلمين في العالم و الدفاع عن حريم الاسلام المقدس في کلّ ارجاء الارض من مهامّ رسالتنا الکبري و لذلک فان کل الذين يکيدون للقيم الاسلامية و يطعنون بحرمة الاسلام عن طريق التآمر الثقافي والفنّي يندرجون ضمن قائمة الاعداء.

 سخنراني در ديدار کارگزاران نظام در خجسته سالروز ولادت امام زمان(عج) 22/12/1368

معناي صدور انقلاب

 معناي صدور انقلاب اين است که ملتهاي دنيا ببينند يک ملت، با قدرت خود و با اتکاء به اراده و عزم خويش و با توکل به خدا مي‏تواند ايستادگي کند و تسليم نشود. اگر ملتها اين پايداري را ديدند، باور خواهند کرد و تشويق خواهند شد که خودشان را از زير بار ظلم نجات بدهند. امروز شما واضحترين حرکات مسلمين را در جاهايي مي‏بينيد که سالهاي متمادي مسلمانهاي آن‏جا زير فشار بودند؛ مثل کشمير و ساير کشورهايي که امروز مسلمانها سر بلندکرده‏اند. البته، بر اينها فشار خواهند آورد و فشار آوردند و ظلم کردند؛ اما فشار به معناي از بين بردن نتيجه‏ي کار نيست. فشار قادر نيست که يک حرکت مستمر و متوکل بر خدا را متوقف بکند؛ بلکه گاهي فشار، آن حرکت را وسيعتر هم خواهد کرد.

 شما اگر امروز به مردم فلسطين در داخل سرزمينهاي اشغالي نگاه کنيد، مي‏بينيد که حقيقتاً مردم با فشار مبارزه کردند.

نسل مبارزه

 اين مبارزه در شرايط سختي در فلسطين انجام مي‏گيرد؛ اما مردم اين مبارزه را ادامه دادند. همين ملت افغانستان که با سختيهاي بسيار مواجه شدند و در سرتاسر دنيا هيچ‏کس نبود که حتّي يک روز به داد اينها برسد و به آنها کمک کند، تنها و مظلومانه جنگيدند و ايستادند و ادامه دادند. بقيه‏ي ملتها هم همين‏گونه‏اند و اين از الگوي اسلام و جمهوري اسلامي در ايران ناشي مي‏شود. انقلاب، اين‏طور صادر مي‏شود و درس و تعليم و سرمشق براي ملتها به وجود مي‏آورد.

نوشته شده توسط אליאכבר در جمعه 13 اردیبهشت1387 ساعت 11:22 | لینک ثابت

آيا عمليات شهادت‏طلبانه فلسطينيان مصداق سخن (هدف وسيله را مشروع مى‏كند)نيست كه خود با اسلام در تناقض است؟

یعنی این که هدف که شکست هیمنه دشمن صهیونیستی است ،وسیله نامشروع و غیر عقلائی مثل عملیات استشهادی را توجیه می کند؟

توجيه وسيله با هدف قصه‏اى ديرپا است و اختصاصى به اصول ماركسيسم ندارد و به صورت‏هاى متفاوت نمود مى‏يابد از جمله اين كه «براى جلوگيرى از گناه بزرگ، ارتكاب گناه كوچك منعى ندارد» يا «بعد از مدت‏ها سختى و تلاش و كوشش در راه تحصيل، چه اشكال دارد كه براى موفقيت در امتحان مرتكب خلاف شد و تقلب نمود» يا «وقتى زن و بچه انسان گرسنه‏اند و منتظر يك لقمه نان، ارتكاب خلاف چه اشكالى دارد» يا «مرام مذهبى وقتى شرافت دارد، چه فرق مى‏كند كيفيت برگزارى آنها چگونه باشد» يا «اصل دل انسان است كه بايد پاك باشد، ديگر نماز و روزه و... هيچ نقشى ندارد» و هزاران نمونه و مصداق ديگر كه هر روز بارها و بارها از ناحيه شيطان و نفس بر ما عرضه مى‏گردد اما بيانات روشنگر قرآن و روايات و سنت حضرات معصومين (ع) و حكم صريح عقل و فطرت، به صراحت اين مغالطه را آشكار مى‏سازد كه هيچ گاه نبايد براى رسيدن به هدفى درست، از وسيله نادرست بهره برد. بارها حضرات ائمه (ع) با عمل و گفتار خويش اين اصل نفسانى و شيطانى را انكار كرده، راستى و درستى را اثبات كرده‏اند. اين كه حضرت اميرالمؤمنين (ع) مدت‏ها خانه‏نشين بودند، براى در هم شكستن همين اصل ناروا بود زيرا به كرّات، خلافت به ايشان عرضه شد فقط به شرط تبعيت از سنت خلفاى پيشين، اما ايشان زير بار نمى‏رفتند و بسيارى افراد در برابر اين صلابت حضرت، همين اصل را مطرح مى‏كردند كه «چه اشكال دارد شما اين شرط را بپذيريد، اما به ظاهر در عوض حكومت عدل، جبران كننده اين تبعيت صورى مى‏گردد» يا در ماجراى مخالفت طلحه و زبير، بعضى به حضرت مى‏گفتند كه «چه اشكال دارد كه براى سكوت و رضايت افراد سرشناس، به آن‏ها باج بدهيد تا در سايه سكوت آن‏ها، بناى حكومت استحكام يابد» رنج‏ها و شكنجه‏هاى ائمه دين (ع) براى اثبات اصل عدالت صداقت، راستى بود زيرا اگر آن بزرگواران لحظه‏اى به سردمداران غاصب روى خوش نشان مى‏دادند، بهترين وضعيت براى آن‏ها مهيا مى‏گشت. با اين مقدمه روشن مى‏شود كه اين اصل ناروا كه «هدف وسيله را توجيه مى‏نمايد»، هيچ تناسبى با قيام مردم مظلوم فلسطين عليه رژيم اشغالگر قدس ندارد و ارتباط اين دو بسيار مهم است. وقتى مردم مظلوم و بى دفاع فلسطين تحت شديدترين حملات اشغالگران غاصب صهيونيستى به سر مى‏برند، شما پرتاب سنگ و حملات شهادت طلبانه عليه مزدوران اسرائيلى را هماهنگ با اصل توجيه وسيله مى‏دانيد در حالى كه هيچ تناسبى بين ايثار و از جان گذشتگى و توجيه وسيله وجود ندارد آيا در حصار اين همه جنگ‏افزار و سلاح و در غربت غيرت- كه بيش‏تر دولت‏ها مست قدرت و كامروايى خويشند- ملتى كه تنها براى اثبات مظلوميت، خون دارد و جان و ايمان براى بروز اين خشم مقدس، سنگ دارد و مشت

و تنها مرهم دردها و زخم‏هايش، اشك است و ناله و افغان وقتى يك جوان در بهار زندگى اش جان خويش را در راه هدفش فدا مى‏كند، تا عيش مشتى شهرك‏نشين اسرائيلى منقّص گردد و خواب از چشمان نابيناى گروهى غاصب ربوده شود، چه ارتباطى با اصل توجيه وسيله دارد؟ با قبول این بيان اين كه هدف مشروع نمى‏تواند وسيله نامشروع را توجيه نمايد، اما ارتباط اين اصل با جنبش انتفاضه مردم فلسطين قابل پذيرش نيست.یعنی عملیات استشهادی وسیله ای کاملا معقول و مشروع برای ضربه زدن به دشمن است .و چگونه این وسیله نامشروع و غیر معقول باشد در حالی که هیچ وسیله و سلاحی برای مبارزه و مقاومت وجود ندارد و تسلیم دشمن شدن عین ذلت و خواری است و مرگی خاموش است.و یک مسلمان وظیفه دارد تا زمانی که سلاح برای تهیه نکرده از این وسیله استفاده کند .واین مطلب از آیه کریمه (وعدوا لهم ما استطعتم من قوه)نیز قابل استفاده است که برای مقابله با دشمن هر چیزی را که می توانید آماده کنید .گرچه در ادامه آیه مصادیقی را ذکر فرموده ولی این فقط نمونه است.

تقابل سنگ وتانک

واکنون که مبارزان فلسطینی هم به منابع تسلیحات دسترسی دارند مثل زدن پاتک به انبارهای مهمات حکومت خودگردان و سازمان فتح ،و هم قدرت ساخت سلاح ها و موشک ها را دارند گویا دیگر نیازی به عملیات استشهادی احساس نمی شود.و مبارزان باید در پی راه هایی باشند که بتوانند ضربات مهلک تر و در عین حال کم هزینه تر را به رژیم در حال احتضار اسرائیل بزنند.والبته با حفظ روحیه شهادت طلبی،و هیچ گاه نباید این روش و آرمان مقدس شهادت طلبی کم رنگ شود و جای آن را روش های تجربه شده و یا نشده سیاسی بگیرد که آن روز روز شکست مسلم ماست.اما باید به این نکته توجه کرد که اسلام نگفته که شما جان خودت را بی دلیل از دست بدهی یعنی یک مبارز با حفظ روحیه شهادت طلبی و آمادگی برای شهادت و طلب این فیض از خدا ،از کم هزینه ترین و پر اثرترین وسایل برای شکست دشمن استفده می کند.

موشک قسام

والبته این نکته قابل توجه است که عملیات استشهادی گزینه ای است که در ضرورت اعمال می شود یعنی در اسلام هدف از جنگ و مقاومت در وهله اول پیروزی است و اگردر این راه شهادت هم نصیب شد که سعادت عظیم است .ولی یک مومن هدف از مبارزه اش را شهادت نمی داند .او نمی رود که کشته شود بلکه می رود که دشمن اسلام را بکشد.(توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل).

نوشته شده توسط אליאכבר در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 ساعت 18:29 | لینک ثابت

بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروه كثيرى از كارگران و كارآفرينان (۱۳۸۷/۰۲/۰۴ )

ملت ما نشان داده است كه از مجاهدت خسته نميشود؛ و همين، دشمنان را مأيوس ميكند. امروز طمع و اميد دشمنان ملت ايران - يعنى همين مستكبرين آمريكائى و شبكه‏ى شيطانى و خطرناك صهيونيسم در دنيا - نسبت به غلبه پيدا كردن بر ملت ايران، از بيست سال پيش بمراتب كمتر است؛ چون مى‏بينند ملت ايران با چه نشاطى مشغول حركت كردن است. البته تبليغات دست آنهاست. خودشان با آن فجايع و جناياتى كه انجام دادند؛ چه در عراق، چه در افغانستان، چه در فلسطين، با همين جناياتى كه اين روزها در عراق دارند انجام ميدهند - كشتار مردم، زندانهاى پنهان - اين همه كارهاى ننگ‏آلودى كه آمريكا امروز دارد انجام ميدهد - شكنجه، چه، چه - با همه‏ى اينها با كمال وقاحت، دم از حقوق بشر ميزنند، دم از دموكراسى ميزنند و جمهورى اسلامى را به حرفهاى موهوم متهم ميكنند.

 

دموکراسی به سبک آمریکایی

 خوب، اينها تبليغات است. وقتى در ميدان عمل تيغشان بُرندگى ندارد، دهانشان را باز ميكنند؛ حرف ميزنند، تبليغات ميكنند؛ اين به خاطر پيشرفت ملت ايران است. باز هم بايد شما پيش برويد، بازهم اين ملت بايد به جلو حركت كند. اين دهانها هم بسته خواهد شد؛ بعون اللَّه تعالى. خداى متعال وعده كرده است كه ملتى را كه درصدد دستيابى به آرمانهاست و تلاش ميكند، به موفقيت برساند.

نوشته شده توسط אליאכבר در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 ساعت 18:12 | لینک ثابت

این همان کتابی است که قبلا وعده اش را داده بودیم با تشکر از دوست عزیزم که زحمت تایپ این کتاب را می کشند.

 

                                                    بسم الله الرحمن الرحيم


                                                              تشيع
                    
                                          مقاومت و انقلاب


                             مجموعه مقالات كنفرانس بين المللي
            

                                            دانشگاه تل آويو

                                                 (1984)


                                                   تشيع مقاومت وانقلاب 
                                                   تاريخ انتشار؛ زمستان 1368
                                                   تيراژ؛ 1000  نسخه
                                                   حروفچيني ؛ موسسه پيشگام
                                                   چاپ و صحافي ؛ فاروس ايران
 

 

 

 

 

                                         
                                        فهرست     

عنوان                                                                           شماره صفحه

پيشگفتار                                                                                  1
ديباچه                                                                                      3
مقدمه                                                                                      5

بخش اول – تشيع ‌، اسلام وغرب                                                  29
        شيعه درتاريخ اسلام                                                          31
        مطالعات غرب در خصوص اسلام تشيع                                  45

بخش دوم – ايران ؛ تشيع وانقلاب                                                65
       تشيع به روايت (امام)! خميني نوعي
       ايدئولوژي خشونت انقلابي                                                  67
       محمود طالقاني و انقلاب ايران                                              93
       اسلام و عدالت اجتماعي در ايران                                         133
       رويدادهاي تكراري در انقلاب ايران                                         161
بخش سوم – ايران و خليج؛ ميان تشيع وعربيت                             185
 
      شيعه هاي عراق و سرنوشت آنها                                         187
      سياستهاي خارجي جمهوري اسلامي ايران در خليج (فارس)    220   
      نا آرامي شيعيان در خليج ( فارس )                                      237

بخش چهارم – لبنان و سوريه ؛ طغيان مستضعفان                       257
      شيعيان و حكومت لبنان                                                     259
      منشائ و تجديد حيات امل                                                  277
      شيعيان لبنان پس از جنگ 1982                                          299
      علويان سوريه و تشيع                                                       325

بخش پنجم – جنوب آسيا ؛ تشيع سرحدي                                 351
      انقلاب ايران و مقاومت افغانستان                                         353
      هويت شيعي و اهميت محرم در لاكنو هند                             395

    بقیه را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط אליאכבר در سه شنبه 3 اردیبهشت1387 ساعت 0:15 | لینک ثابت |

جستجوي پيشرفته

در كل مطالب و آرشيو وبلاگ


 
business articles
جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقادي مان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در سراسر جهان به راه اندازيم. «امام خميني»