تبليغاتX
و سپاه محمد(ص)می آید... - مواضع رهبری و فلسطین5

ديدارخانواده‏هاي معظم شهدا و جانبازان شهرهاي مختلف کشور 2/3/1369

ما بايد حرفمان را بگوييم. يعني ملت ايران و انقلاب، بايد آن حرف قاطع خودش را بگويد؛ چه‏کاره است، کدام طرفي است و کجا مي‏خواهد برود. اين، مسأله‏ي بسيار مهمي است. البته ملت حرفشان را گفته‏اند و ما در اين زمينه، هيچ‏چيز کم نداريم. من چندي پيش گفتم که اگر کسي مي‏خواهد بداند در ايران چه خبر است، به راهپيمايي روز قدس و بيست‏ودوم بهمن و مراسم سالگرد امام نگاه کند، تا بفهمد در ايران چه خبر است. ملت ايران حرف خودش را به‏طور قاطع گفته، ليکن اين‏طور نيست که در مسايل جهاني، يک نفر يک‏بار چيزي را بگويد و تمام بشود. نه، بايد اين استمرار حفظ بشود.

 نسبت به مسلمانان عالم و احساسات اسلامي، حساسيتها روزبه‏روز بيشتر شده است. اين هم يکي ديگر از ابعاد حرکت عظيم اسلامي ملت ايران است. وقتي ما مي‏شنويم که در فلسطين اشغالي، مردم را به رگبار مي‏بندند، مسأله، مسأله‏ي باطوم و چوب و اين حرفها نيست؛ مسأله‏ي کشتار است. معناي اين حرف، آن است که فشار بر دشمن صهيونيست در داخل سرزمينهاي اشغالي، از هميشه بيشتر شده است.

 ما احساس مي‏کنيم که فشار روي مسلمانان در سرتاسر عالم زياد شده است. امروز در کشورهاي مارکسيستي که عمر و نسلي را با دوري از مذهب و بيگانگي از خدا گذرانده‏اند، بازگشت به مذهب احساس مي‏شود. در همان کشورها و در کشورهاي ديگر، نسبت به مسلمانان حساسيتي وجود دارد. حرف خيلي عجيبي است. کليساها در کشورهايي رونق پيدا کردند که پنجاه سال - بيشتر يا کمتر - در اين کشورها يا لااقل در بعضي از نقاط آنها، زنگ کليساها به صدا در نيامده بود؛ يعني گرايش به مذهب پديدار شد. اما در همين کشورها و در قلب اروپا و در کشورهاي مدعي آزادي و دمکراسي و در هند و در نقاط ديگر عالم، بخصوص روي مسلمانان فشار فوق‏العاده‏يي هست. علت چيست؟ اين مسأله را تحليل کنيد.

 آيا علت اين نيست که دستگاههاي جبار قدرت در همه جاي دنيا، احساس حيات نويني نسبت به اسلام مي‏کنند؟ آيا به خاطر اين نيست که مي‏بينند هويت اسلامي، بار ديگر در ميان جوامع مسلمان، نيرو و جان گرفته است؟ اگر در فلسطين اشغالي، روي مسلمانان رگبار گلوله را مي‏گشايند، آيا بدين علت نيست که امروز در سرزمينهاي اشغالي، وجود اسلامي جدي شده است؟ آيا به خاطر اين نيست که در کشورهاي عرب - چه آنها که همسايه‏ي فلسطين اشغالي هستند و چه غير آنها - احساسات و حرکت و بينش اسلامي ريشه‏دار شده، طرفدار پيدا کرده و صاحبان انديشه و احساس و فطرتهاي پاک، به اسلامِ مبارزه گرويده‏اند؟ شکي نمي‏شود کرد که قضيه اين است.

 حقوق بشر معتبر است، مگر در مورد مسلمانان!

 اگر مي‏بينيم که دستگاههاي به اصطلاح طرفدار حقوق بشر، در مقابل چشم خودشان مشاهده مي‏کنند که در کشمير، دهها مسلمان مورد کشتار بي‏رحمانه قرار مي‏گيرند و دم نمي‏زنند، به خاطر اين است که مردمِ آن‏جا مسلمانند. حقوق بشر معتبر است، مگر در مورد مسلمانان! سازمان ملل و کميته‏ي حقوق بشر و سازمانهاي مختلفِ گوشه و کنار عالم منتظرند ببينند امريکا با چه کسي بد است، تا به بهانه‏ي حقوق بشر، روي او فشار بياورند! اينها در مقابل حوادث کشمير و فلسطين، لب از لب باز نمي‏کنند؛ انگار که هيچ اتفاقي نيفتاده است!

 يک گله گوسفند که حرکت مي‏کند، اگر يک نفر با گلوله بزند و سي، چهل رأس گوسفند را بيندازد، از انسانهايي که مي‏بينند و مي‏فهمند، آه و افسوس بلند مي‏شود که اين حيوانها چه کرده بودند؟! از مسلمانان کشمير در يک تظاهرات، دهها نفر انسان را مي‏زنند و مي‏کشند؛ ولي تمام داعيه‏هاي طرفداري از حقوق بشر در دنيا فراموش مي‏شود و انگار چنين چيزي اتفاق نيفتاده است!

 اين سگهاي دست‏آموز امريکا، اين اسرائيليهاي بدتر از حيوان، آن همه فاجعه‏ي فضاحتبار را در فلسطين اشغالي انجام مي‏دهند، ولي در دنيا هيچ انعکاسي پيدا نمي‏کند؛ چون طرفها مسلمانند. اين، همان دنيايي است که سي يا چهل سال بعد از سقوط آلمان هيتلري، تعقيب کساني را شروع کرد که گفته شده بود تعدادي يهودي را کشته يا شکنجه کرده‏اند! شايد حتّي آنچه که واقع شده بود، خيلي کمتر از آن چيزي بود که گفته هم مي‏شد.

ديدارميهمانان و شرکت‏کنندگان کنفرانس جهاني اهل‏بيت(عليهم‏السّلام) 4/3/1369

در دنياي اسلام، بحمدالله بيداري اسلامي به وجود آمده است. صهيونيستهاي غاصب، تقريباً بعد از چهل سال آسايش، که جز گاهي چند روزي مختصر حمله‏يي از طرف دولتها شده بود و بعد هم خساراتشان به اضعاف مضاعف از طرف امريکا جبران شده بود، امروز در داخل سرزمينهاي فلسطين، از سوي اسلام تهديد مي‏شوند. اين اسلام است که آنها را تهديد مي‏کند. سازمانهاي فلسطيني، آنها که از دين فارغ و نسبت به آن بيگانه بودند، ناتواني خودشان را نشان دادند. امروز کار به جايي رسيده است که سردمدارانِ به اصطلاح سازمانهاي فلسطيني، به فلسطينيهاي داخل سرزمينهاي اشغالي و بعضي مناطق ديگر پيغام مي‏دهند که کار را سخت نکنيد، ايجاد مشکل نکنيد.

آنها براي خودشان، مبارزه‏ي حقيقي را مشکل به حساب مي‏آورند! سرنوشت حرکتي که از دين جدا باشد، بهتر از اين نيست. اما دين، فلسطين را نجات خواهد داد. اسلام، فلسطين را از دست متجاوزان پس خواهد گرفت.

پيام به مناسبت اولين سالگرد ارتحال حضرت امام خميني(ره) 10/3/1369

همان‏طور که همه مي‏دانند، بلافاصله پس از پيروزي انقلاب - که معناي درست توحيد و نفي عبوديت غيرخدا و عزت در برابر هرکس و هرچيز غيرخدا را در عمل و واقعيت به همه نشان داد - مسلمانان در نقاط بسياري از جهان، احساس شخصيت و عزت نموده، در مقابل قدرتمندان و زورگويان ايستادند و سرفصل جديدي در مبارزات ملل مسلمان به وجود آمد؛ از جمله حرکت عظيم مردم مسلمان در افغانستان و شروع مبارزات مردمي در سرزمين فلسطين و ايستادن مردم مسلمان و مبارز فلسطين در برابر احزاب معامله‏گر و شروع نهضتهاي اسلامي زيادي در کشورهاي مسلمان آفريقايي و آسيايي و حتّي در اروپا که همه براساس جاذبه‏ي اسلام و شوق به تحقق احکام الهي به وجود آمده و اسلام را رهاييبخش و عزتبخش خود مي‏داند.

امروز که با دفن مارکسيسم و تلاشي بلوک شرق و قيامهاي مردمي برضد حکومتهاي استبدادي کمونيست، پيش‏بينيهاي امام بزرگوار تحقق يافت و يکي از دو ابرقدرت از صحنه‏ي سياست عالم حذف و به قدرت درجه‏ي دوم تبديل گرديده و ابرقدرت ديگر هم از سويي با اوجگيري مقاومتهاي مردمي در بسياري از نقاط عالم، از جنوب و شمال آفريقا و فلسطين اشغالي تا اقصا نقاط شرق آسيا و از سوي ديگر، با گسترش روزافزون فساد و بي‏ايماني و بي‏بندوباري، خلأ معنويت و تفکر مکتبي در داخل جامعه‏ي امريکايي و گسسته شدن رشته‏ي «مبارزه با کمونيسم» که همواره سردمداران امريکا مي‏خواستند با آن، خلأ يک عقيده‏ي وحدتبخش را در ميان ملت خود پُر کنند و نيز از سوي ديگر، برهم‏ريختن محاسباتي که بر روابط اروپا و امريکا حاکم بود، موجب نفوذ دولت امريکا حتّي بر کشورهاي اروپايي مي‏شد، بشدت احساس خطر مي‏کند و موقعيت خود را در جهان متزلزل مي‏بيند.

 براي حفظ اين روندِ روبه اشتعال و تقويت روحيه‏ي ملتهاي اصيل و مظلوم، جمهوري اسلامي موظف است کوچکترين تغييري در چهره‏ي باصلابت و موضع باعزت خود در مناسبات بين‏المللي ايجاد نکند؛ با قلدران، از موضع قدرت و با دولتهاي ضعيف، از موضع حمايت و با ملتهاي بپاخاسته، از موضع رعايت و هدايت سخن بگويد و عمل کند؛ دولت امريکا را به مثابه‏ي رأس فتنه و استکبار و رمز غداري و شيطنت و به خاطر ستمش به کشورهاي ضعيف و حمايتش از صهيونيسم غاصب و دشمنيش با بيداري و آزادي ملتها و خصومت عميق و جنايتبارش با ملت ايران، محکوم و منفور و مطرود دانسته، هيچ فرصتي را براي افشاي چهره‏ي تزويرآلود و رسوا کردن آن مدعيان آزادي و غيره و بيان اين حقايق از دست ندهد.

 مسأله‏ي فلسطين، مسأله‏ي اول بين‏الملل اسلامي است. امروز که مبارزات ملت فلسطين در زير پرچم اسلام، خواب از چشم دولت غاصب صهيونيست و حاميانش ربوده است، بزرگترين وظيفه‏ي ملت و دولت ما و همه‏ي ملتها و دولتهاي مسلمان، حمايت از اين مبارزات است. غده‏ي سرطاني اسرائيل را تنها از طريق همين مبارزات مي‏توان ريشه‏کن ساخت و جهان اسلام را از خطرات مهلک آن نجات داد. سکوت و سازش خيانت‏آلود بسياري از دولتهاي عربي و حتّي تظاهر بعضي از آنان به بي‏تفاوتي و عدم حساسيت نسبت به سرنوشت فلسطين، کار را به جايي رسانده است که دولت غاصب صهيونيست، پس از سالها کتمان و حتّي انکار، اکنون دوباره داعيه‏ي اسرائيل بزرگ را علناً بر زبان مي‏آورد و با بي‏شرمي و وقاحت، نيت پليد غصب سرزمينهاي جديدي از ميهن اسلامي را تکرار مي‏کند.

 بعضي از پادشاهان و رؤساي عرب، به خاطر جلب نظر معبودشان امريکا، حتّي انگيزه‏هاي عربي و عرق قوميت را که دايماً از آن دم مي‏زنند، در برابر اسرائيل به فراموشي مي‏سپارند و به جاي آن، ميدان مسابقه با اسرائيل در گرفتن کمک از امريکا را هرچه بيشتر گرم مي‏کنند. اين داغ ننگ را چه کسي از پيشاني ملت عرب خواهد زدود؟ و آيا جوانان مسلمان بيدار در کشورهاي عربي، اين خيانت را بر خودفروختگان خواهند بخشيد؟!

 در نظر اين زمامداران خائن، قوميت و وحدت عربي، فقط هنگامي بايد مورد استفاده قرار گيرد که امريکا بخواهد از آن در برابر ايران اسلامي و اسلام ناب محمّدي(صلّي‏الله‏عليه‏واله) بهره‏برداري کند. اُف بر وجدانهاي خفته و دلهاي ناپاکي که لطف و عنايت امريکا را به قيمت ازدست‏دادن همه چيز، هم ثروتهاي خداداد طبيعي، هم شأن و کرامت انساني و ايمان اسلامي و آبرو و اعتبار و تشخص ملت خود طلب کردند و با کفران نعمتهاي خدا، خود و ملتهايشان را در سراشيب انحطاط و ابتلا به غضب الهي دچار ساختند. «الم تر الي الّذين بدّلوا نعمت‏الله کفراً واحلّوا قومهم دارالبوار جهنّم يصلونها و بئس القرار»[1].

 چه شد آن شور و هيجاني که در برابر اسرائيل غاصب ابراز مي‏شد؟ و چه شد تعهدي که رؤساي عرب با ملتهاي خود درباره‏ي مبارزه با اسرائيل بستند؟ لعنت خدا و بندگان صالحش بر آن دستي که اولين معاهده‏ي سازش با اسرائيل را امضاء کرد و زندگي سياه دنيوي و سرنوشت اخروي خود را با فرعون قرين ساخت.

 

انور سادات و منخیم بگین و جیمی کارتر در کمپ دیوید

 و نفرين بندگان صالح و فرشتگان و انبيا و اوليا بر آنان که آن راه را ادامه داده‏اند و مي‏دهند؛ مخصوصاً آنان که اميد کاذبي به ملت مظلوم فلسطين داده و آن‏گاه به بهاي سيه‏روزي آنان، عيش ناپايداري براي خود فراهم کردند.

رفیق دزد ها و شریک قافله

این هم از محمود عباس بی رگ و ریشه

 ملت فلسطين نبايد و نمي‏تواند آزادي و حقوق حقه‏ي خود را در کنفرانس و گردهماييهاي سران عرب جستجو کند. اين نشست و برخاستها، اگر براي فلسطيني‏هاي مظلوم، شوم و بدفرجام نباشد، حداقل بي‏فايده و بي‏خاصيت است. رؤسايي که در اين ايام به عنوان فلسطين گردهم آمدند، اگر صادقانه در انديشه‏ي نجات فلسطين بودند، بايد دربرابر پيشنهاد مزورانه‏ي رئيس‏جمهوري امريکا، موضعي سخت و قاطع گرفته، براي کمک مالي و تسليحاتي و سياسي به مبارزان داخل فلسطين اشغالي، تصميمهاي عاجل و واقعي مي‏گرفتند و به شعارهاي پوچ اکتفا نمي‏کردند و اگر چنين نشود - که نشده است و با وضع فعلي جهان عرب و حکام آن، نخواهد هم شد - مبارزان داخل بايد به خدا و به نيروي مردمي و اسلامي تکيه کنند و بدانند: «کم من فئة قليلة غلبت فئة کثيرة باذن‏الله والله مع‏الصّابرين»[2].

سخنراني در مراسم اولين سالگرد ارتحال حضرت امام خميني(ره) 14/3/1369

خصوصيت ديگر اين عصر جديد(عصر امام خمینی)، معنا بخشيدن به ارزش انسانها و حضور مؤثر توده‏هاي ميليوني مردم است. در دوران جديدي که به‏وسيله‏ي امام ما آغاز شده است و دايره‏ي آن محدود به ايران هم نيست، توده‏هاي مردم، اصل و تعيين‏کننده و تصميم‏گيرنده‏اند و آنها هستند که جريانها را هدايت مي‏کنند. در گذشته، ما انقلابهاي زيادي را سراغ داريم که با احساسات مردم به پيش رفته است؛ اما امروز وضع فرق مي‏کند. امروز، در دنيايي که دهها سال بعد از جنگ دوم بين‏المللي، قدرتهاي مسلط بر عالم، همه‏ي مردم دنيا را عادت داده بودند که تسليم خواسته‏هاي آنها باشند و در مقابل اراده‏ي قدرتهاي جهاني حرفي نزنند و اراده‏يي از خودشان بروز ندهند، ناگهان شما مي‏بينيد که در کشورهاي اروپاي شرقي، توده‏هاي ميليوني مردم، با همان سبکي حرکت مي‏کنند و به ميدان مي‏آيند که ملت مسلمان ما، در مقابله و معارضه‏ي با رژيم ستمشاهي وارد ميدان شدند. به تعبير ديگر، مشخصه‏ي انساني اين دوران و عصر جديد، عبارت از پيروزي خون بر شمشير است؛ يعني در اين دوران جديد - همچنان‏که در ايران اتفاق افتاد - آحاد مردم بدون تجهيزات و سلاح، فقط با جسم و جان خودشان به ميدان آمدند و فضا را بر حکومت غاصب و ظالم تنگ کردند. اين روش، امروز در دنيا روش شناخته‏شده‏يي است. قدرت حضور توده‏هاي مردم، ولو بدون سلاح، امروز در دنيا معلوم شده است.

 قدرتها بايد بدانند که بعد از اين، در هيچ جاي دنيا، علي‏رغم خواست توده‏هاي ميليوني مردم، نمي‏شود حکومت را ادامه داد. هرچه اين موج در دنيا گسترش پيدا بکند، کار بر سلطه‏هاي غير قانوني و ظالمانه و غير بشري، سخت‏تر خواهد شد. اين، آن حرکتي بود که امام بزرگوار ما، به برکت آگاهي و ايمان اين ملت، در کشور ايران انجام داد و الگويي براي دنيا شد. لذا شما مي‏بينيد که بعد از سالها، داخل سرزمينهاي اشغالي، ملت مظلوم فلسطين قيام مي‏کنند و علي‏رغم شدت و سطوت دولت غاصب و ظالم صهيونيستي، کار را پيش مي‏برند.

ديدارخانواده‏هاي شهداي هفتم تير و مکه‏ي مکرمه و اقشار مختلف مردم 6/4/1369

پرچمي که شما به اهتزاز درآورديد، دنيا را بيدار کرده است

اين انقلاب، چون با نام خداست، هميشه با شيطانها مواجه است. چون معتقد به طرفداري از مستضعفان و مظلومان است، هميشه با قلدران و زورگويان و مستکبران، دست‏به‏گريبان است. چون براي ارزشهاي انساني حرکت مي‏کنيد، هميشه کساني که با ارزشهاي انساني مخالفند، از شما ناراضيند. بايد شما آبديده باشيد. بايد شما روحاً و قلباً مجهز باشيد.

 اين ملت، پرچم عظيمي را در دست دارد. اين پرچمي که شما به اهتزاز درآورديد، دنيا را بيدار کرده است. ببينيد امروز در فلسطين، چه خبر است. ببينيد در شمال آفريقا، چه خبر است. ببينيد چگونه اسلام در جوامع اسلامي، حق خود را باز مي‏يابد و به دست مي‏آورد. اين کارها را شما کرديد.

 در مقابل فرهنگ کفر و استکبار، مسلمين را ضعيف بار آورده بودند که احساس ضعف مي‏کردند. در جاهايي که امروز ميليونها مسلمان توانسته‏اند سهم و حقي در حکومتها به دست بياورند، تا قبل از انقلاب اسلامي، کسي جرأت نمي‏کرد دم از اسلام بزند. در اين کشورهاي اسلامي که امروز ائمه‏ي جمعه و جماعاتشان، تشکيلات به وجود مي‏آورند و مسجدها رونق پيدا مي‏کنند و کانون تحرک مي‏شوند، تا ديروز مسجدها متعلق به يک مشت پيرمرد از کار افتاده بود. امروز آن مسجدها، جاي جوانان و کانون جنبشهاست. اين را شما کرديد. اين را حرکت شما و قائد عظيم‏الشأنتان - آن مرد الهي - بود که انجام داد.

 براي همين است که دشمنان اسلام، از شما عصبانيند. «ولن ترضي عنک اليهود و لاالنّصاري حتّي تتّبع ملّتهم»[3]. تا از اسلام دست برنداريد، دشمنان اسلام با شما مخالفند. منتها نکته‏يي که در اين‏جاست، اين است که دشمن مي‏خواهد بگويد اگر من با کسي مخالف بودم، او بايد از بين برود! اين را به ملتهاي ضعيف باورانده بودند. حالا عکسش ثابت مي‏شود و معلوم مي‏گردد که هر کس با اسلام مخالف است، بايد برود. اسلام جاي خود را در عالم باز کرده است و بازتر هم خواهد کرد. قبل از انقلابِ شما، در بعضي از کشورهايي که امروز مردم آن، پرچم اسلام را بلند کرده‏اند، در ملأ عام کسي جرأت نمي‏کرد بگويد من مسلمانم، يا اعمال مسلماني را بجا بياورد و نماز بخواند؛ اما امروز صداي تکبيرشان، فضاي آن کشورها را انباشته است.

اسلام از نو بيدار شده و در وسط صحنه بپاخاسته است

 استکبار، چه بخواهد و چه نخواهد؛ امريکا، چه بخواهد و چه نخواهد؛ صهيونيسم، چه بخواهد و چه نخواهد، اسلام از نو بيدار شده و اين قهرمان عظيم قرنها، دوباره در وسط صحنه بپاخاسته است. هيچ کاري هم از دست دشمنان اسلام ساخته نيست. اکثرِ کاري که مي‏توانند بکنند، اين است که از حقد و بغضشان، مسلمانان را در حريم امن الهي، به خاک و خون بکشند. بيشتر از اين، چه کار مي‏توانند بکنند؟ حداکثر کاري که مي‏توانند بکنند، اين است که ملتي را که امروز عاشقترين ملتهاي مسلمان به ياد و نام خداست، از زيارت خانه‏ي خدا مصدود و ممنوع کنند؛ کمااين‏که کردند. بله، دلهاي ما به خاطر محروميت از زيارت خانه‏ي خدا، پُر است. قلبهاي ما شکسته و بغض، گلوي ما را گرفته است. اما همين عمل دشمنان اسلام و ايادي و مزدورانشان، باز به عظمت اسلام خواهد انجاميد و مظلوميت ملت ايران، آشکارتر خواهد شد و همين مظلوميت است که حقانيت ما را ثابت مي‏کند.

 

امروز دنیای اسلام به جامعه اسلامی ما متوجه است هرچه در این جا اسلام بهتر و قویتر و واقعی تر پیاده بشود مسلمانان در کشور های اسلامی و در سر تا سر جهان امیدوارتر می شوند.این جوانان و گروه های اسلامی که در فلسطین و در بسياري از کشورهاي اسلامي، با کفر و استکبار و ايادي آنها مبارزه مي‏کنند، پشتگرمي و دلگرميشان، به جمهوري اسلامي است.ايستادگي اين ملت است که آنها را شاداب نگهداشته و سختيها را بر آنها هموار کرده است.
امروز، آن ملت و مرکزي که مسلمانان با توجه به آن، در ميان اين‏همه گرفتاري، دلشان اميد پيدا مي‏کند، مردم ايران و نظام جمهوري اسلامي است. اين مسلمانان مظلوم فلسطيني و لبناني که به‏طور روزمره مورد تهاجم جنايت‏آميز اسرائيل قرار دارند و همين روزها هم آمدند بمباران کردند و اين جناياتها ادامه دارد، اميدشان به هيچ‏کدام از اين قدرتها و مدعياني که ادعا مي‏کنند، نيست. اگر اميدي داشته باشند - که دارند - به انقلاب اسلامي و به حرکت پُربرکت ملت مسلمان ماست. شما، مايه‏ي اميد مسلمانان هستيد.

[1] ابراهيم: 28 و 29

[2] بقره: 249

[3] بقره: 120

نوشته شده توسط אליאכבר در شنبه 8 تیر1387 ساعت 17:50 | لینک ثابت |

جستجوي پيشرفته

در كل مطالب و آرشيو وبلاگ


 
business articles
جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقادي مان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در سراسر جهان به راه اندازيم. «امام خميني»