هو العزیز
سوزنی به خود
مطالب زیر گرچه با روی کردی انتقادی نوشته شده ولی قصد جسارت به هیچ شخصیت حقیقی و یا حقوقی را ندارد.شما هم به دل نگیرید که خدای ناکرده رو دل می کنید و کار دستمون میدید.
منتظر نظرات دوستان و دشمنان هستیم
وقتی یک دوری در این دنیای مجازی بی پدر و مادر می زنی بهت می کنی از تراکم فعالیت های اطلاع رسانی و تبلیغاتی دشمن در قالب ها و اندازه های مختلف ،از همه نوع "سیاسی ،اجتماعی ،اقتصادی و ...از این همه سرمایه گذاری فکری و تبلیغاتی دشمن.

گیج می شوی اما به رویت نمی آوری که کم آورده ای.برای تسکین اضطراب خود دست اندازی به آیات قرآن می کنی که :«کم من فئة قلیله غلبت فئة کثیرة باذن الله...».بقره 249
اما وقتی در بین صفوف متفرق و در هم بر هم خودی ها دوری می زنی از خودت نه ولی از کریمه ای که برای تسکین خودت استفاده کردی خجالت می کشی.چرا که قیاس این لشکر شکست خورده به آن فئة الله مع الفارق است .حالا تو نگو که با این حرف ها می خواهی همه نقاط مثبت خودی ها را نادیده بگیری .نه نادیده نمی گیرم .ولی چه کنم که قرار نیست به صورت موردی به وبلاگ ها اشاره شود که
گر حکم شود که مست گیرند در شهر هر آنچه هست گیرند
وبلاگ های مذهبی کم نیستند که نه وقت پرداختن به آن ها هست و نه حالش.اما در باره وبلاگ های صهیون پژوه یعنی همین دوستان و دشمنان خودمان.گروه وبلاگ هایی که ادعا می کنند در زمینه صهیونیسم فعالیت می کنند.گرچه خیلی هایشان در حکم مرده اند اولی آن ها هم همین وبلاگ خودمان.
وقتی یک دور روزنامه ای در بین این وبلاگ ها می زنی،خیلی خوب متوجه حزب بندی ها و گروه بندی ها می شوی.
به طور کلی این وبلاگ ها به سه گروه تقسیم می شوند:
یک-وبلاگ هایی که تحت حمایت ارگان یا موسسه خاصی حمایت می کنند.این ها 20-30 وبلاگ هستند که فقط همدیگر را لینک می کنند و غیر خودشان را اصلا آدم حساب نمی کنند به طوری که بارها وبلاگ هایی مفید به آن ها معرفی شده ولی اعتنایی نکردند.و عجب داستانی دارند این ها.در لیست اخبار یکی از سایت های خبری آمده بود «نشست انجمن وبلاگ نویسان ضد صهیونیست».با دیدن این تیتر کلی خوش به حالت می شد که نمردیم ویه انجمنی از وبلاگ های ضد صهیونیست تشکیل شد. بعد که متن خبر را می خوانی و عکس آن را می بینی خنده ات می گیرد به قول مرحوم کافی چهار تا پیر مرد و دو تا و نصفی پیر زن.اینها سرو ته انجمنند.تازه در ادامه خبر آمده بود که فلان وبلاگ به عنوان وبلاگ برتر ماه انتخاب شد.ما هر چه این ترنت و اون ترنت را زیر و رو کردیم اثری از آن ندیدیم شاید اشتباهی از صحنه روز گار محو شده بود!
این هم عکسی از این گروه و البته شطرنجی
وقتی به مطالب این گروه نگاه می کنی شاید چند مطلب به درد بخور پیدا کنی ولی عموما فکر عمیق و حساب شده ای پشت این مطالب نیست.والبته که شاید این توقع بیجا از این وبلاگ هاست چرا که ننه بزرگ این ها فلان سایت که عنوانی بین المللی را هم یدک می کشد،کل فعالیت چند ساله اش به چند تا بیانیه ختم شده است.بالاخره اگه بچه به ننه بزرگش بکشه که گناهی که نکرده...
من این ها را «گروه وبلاگ های توهم»می نامم.
دو-گروه دوم مجموعه ای از وبلاگ ها هستند که اگر چه در ظاهر آن وابستگی تشکیلاتی گروه اول را ندارند ولی این ها از طریق رفاقت های بیرونی و بعضا فامیلی به هم مرتبط هستند.
مطلب به درد بخور در این وبلاگ ها کمیاب است مگر شذ و ندر.به قول بعضی ها ارزش وقت گذاشتن رو ندارند .این وبلاگ ها پر است از مطالب عاطفی محض و حدیث نفس. وبیشتر به یک دفتر خاطرات روزانه شبیه اند ، نه وبلاگ جهادی.این ها هم فقط همدیگر را لینک می کنند و برای همدیگر پیام می گذارند.البته ورود به این جمع ممکن است ولی تو هم باید مثل این ها شوی.مطالبی که پشت آن ها نه فکری وجود دارد نه ایده ای.
اگر جسارت به خانم ها نشود من این ها را «گروه وبلاگ های خاله زنکی»می نامم.که پر است از احساس های موردی به درد نخور.
سه-گروه سوم وبلاگ های مستقلی هستند که با این که ادعا های دو گروه اول را ندارند ولی بعضا به اندازه یک سایت فعال مفیدند.ولی اگر از این چند تا وبلاگ عالی بگذریم بقیه نیز جو عمومی این وبلاگ ها هم حال خوشی ندارند و اکثر متمایل به احساسات کشکی اند.
واین سه گروه در یک تقسیم دیگر دو نوع اند
1-مختص صهیونیسم پژوهی
2-وبلاگ های که نصف و کمی بیشتر مطالبشان در مورد صهیونیسم پژوهی می باشد.
و البته ناگفته نماند گروهی از دوستان هم هستند ،گرچه سابقه وبلاگ نویسی از ایشان سراغ ندارم ولی حضور فعال در اینترنت دارند.والبته فکرهایی هم دارند که خوب است ولی فکر هایی کاملا عملی است و ربطی به اینترنت پیدا نمی کند.واینها چون کاملا آرمانی فکر می کنند بدون این که مقدمه این کار را فراهم کرده باشند ، فعالیت شان نتیجه دلخواه را نخواهد داد.
برای ورود در کارهای عملی دو پیش نیاز ،کاملا ضروری است:
1-پیشینه اطلاعاتی کاملا دقیق درباره مطلبی که باید روی آن کار عملی شود.
2-کادر فعال و به درد بخور .
که ظاهرا هیچ کدام تکمیل نیست و صرف تشکیلاتی بودن و دسترسی به منابع مورد نیاز داشتن درد را چاره نخواهد کرد.
الغرض شما خودتان قضاوت کنید الحق و الانصاف می شود این لشکر شکست خورده را فئه قلیله الهی دانست؟
واقعیت این است که ما گروه وبلاگ تویسان چه راستی و چه چپی و چه حزب باد،همه در این فضای مجازی اسیر توهم خویشیم .چه شود این مجاز در مجاز
می شویم مصداق این کریمه
الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً (الكهف 104)
فکر می کنیم که این کار ما حسن ونیک غافل از این که همه وبال گردن خواهد شد.
این درد ماست که تا به حال از عهده چاره آن برنیامده ایم
الف-تفرق:
ما همگی با فرض این که با هم هم فکر بودیم که نیستیم،جدای از هم هستیم.یعنی در فضای بیرون هیچ معارفه و شناختی بین ما نیست.
چیزی که الان به ذهن من می رسد این است که ضروری است که بین این وبلاگ نویسان در بیرون دیدار هایی برای تبادل افکار و تجمیع اندیشه ها و بر نامه ها صورت بگیرد تا استعداد ها و توانایی شناخته شود و با تقسیم کار ها از کارهای تکراری بدون فایده پرهیز شود.
بالاخره چه قبول کنید و چه رد در این دنیای مجازی و از پشت القاب و عناوین اعتماد حاصل نمی شود.چون اصلا نمی دانی که همین شخص مورد نظر شما دوست است یا دشمن.آیا همان گونه که وانمود می کند است و یا جور دیگر.اگر دیدار بیرونی سالی یک بار هم اتفاق بیفتد مبدا تحولات خواهد شد.
بالاخره «رجال یحبون ان یتطهروا، من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه، إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً ». کار مومنین هم جمعی است نه فردی و زاهدانه.
ب-نیاز دوم:خلاء اطلاعاتی :
کارایی اینترنت برای ما فعلا از دو مقوله خارج نیست.یا نیاز تبلیغاتی است و یا نیاز اطلاعاتی.
در وهله اول ما به این فضا نیازمندیم برای عرضه و یا جمع آوری اطلاعات در زمینه مسائل مربوط به صهیونیسم.ما الان خبر نداریم که چند تا وبلاگ و سایت در زمینه صهیونیسم فعالیت می کنند.بقیش پیش کش.
اگر این نیاز های اطلاعاتی را تقسیم بندی کنیم به چند دسته تقسیم می شوند:
1-مباحث قرآنی در زمینه یهود و صهیونیسم در قرآن ،مباحث عام دشمن شناسی ،عوامل شکست و پیروزیف، مستضعفین و مستکبرین و صفات هر یک و راه های برون رفت از تحت عنوان مستضعف و راه هایی که قرآن برای مبارزه با صهیونیسم توصیه می کند و....
2-مباحث فقهی:مبانی فقهی عملیات استشهادی ، جهاد و دفاع ، کافر حربی، کافر ذمی،امر به معروف و نهی از منکر ،ولایت فقیه و نقش محوری آن در جهاد امروز،راههای کمک به مردم فلسطین ، خرید و فروش کالای صهیونیستی و.... .
3-مباحث عقیدتی و در یک کلمه دینی :
در مورد بررسی تفکرات جهادی در ادیان آسمانی و مذاهب اسلامی که مطلبی در خور توجه فراوان است.بررسی باورهای یهودیت و مسیحیت و رابطه آنها با تفکرات صهیونیستی و صهیونیسم و راه های مبارزه با آن در متون دینی.
4-مباحث جامعه شناختی و روان شناسی:
بررسی پدیده صهیونیسم ،افکار صهیونیستی و راه های مبارزه و مقابله با این افکار و پیروان آنها،راه های ایجاد تفکرات ضد صهیونیستی در مردم و راه های تقویت کمک به ملت مظلوم فلسطین در بین مردم و... .
5-مباحث تاریخی و جغرافیایی:
در مورد خواستگاه تفکر صهیونیسم و گذشته و حال و آینده آن، مهدویت و صهیونیسم ، بررسی نظریه پایان تاریخ ، گذشته کشور فلسطین و بافت های جمعیتی آن.و... و
و به این مباحث باید بخش پاسخ به شبهات را اضافه کرد که این شبهات لحظه به لحظه از ما تلفات می گیرد و باید فکری اساسی در باره آن کرد.
ج-نیاز سوم تبلیغات
از آن جایی که مراجعه کنندگان به اینترنت دو دسته هستند.دسته مستقیما به سایت ها و وبلاگ ها مراجعه می کننند که در بحث اطلاع رسانی باید به آن ها پرداخته شود.و دسته دوم گروهی هستند که فقط به محیط های چت مراجعه می کنند.و در آن جا به قدری از خوراک های صهیونیستی بهره مند می شوند که برگرداندن آن ها به حالت اولیه کار حضرت فیل است.لذا باید در مجامع ضد صهیونیستی افرادی تربیت شوند که نیاز محیط های چت را در مورد فلسطین و صهیونیسم را برطرف کنند.
چ-نیاز چهارم :تطابق مطالب عرضه شده با نیاز مخاطب
یعنی مدام باید مطالب عرضه شده در وبلاگ ها مورد ارزیابی قرار گیرد تا معلوم شود که این مطلب تا چه حد مفید بوده و اگر مفید بوده آیا نیاز مخاطب هم بوده یا نه و اگر بوده تا چند در صد نیاز وی را بر آورده کرده است.
د-نیاز چهارم:برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت برای وبلاگ نویسی
الان وبلاگ نویسی بدون هدف نوشته می شود.و معمولا وبلاگ نویس برای فردای خود برنامه ندارد و با شعار از این ستون تا آن ستون فرج است، ایام می گذراند که تا فردا چه پیش آید.
باید اهداف کوتاه مدت برای بازه های زمانی کوتاه سه و شش ماهه و یک ساله مشخص شود و در سر رسید آن زمان کارهای شده مورد ارزیابی قرار گیرد که تا چه حد طبق برنامه پیش رفته است.و به چند در صد اهداف دست نیافته است.که اگر چنین نشود، اوضاع روز به روز افتضاح خواهد شد. و همچنین اهداف بلند مدت هم طبق اهداف کوتاه مدت موفقیت خود را نشان خواهند داد وگرنه علی اللهی کار کردن اتلاف سرمایه زندگی است.در این برنامه ریزی ها باید قله هایی که باید صعود شوند مشخص شوند.و به نظر من یکی از این قله ها که باید بر روی فتح آن برنامه ریزی دقیق شود، یک گروه وانجمنی که شامل همه وبلاگ نویسان متعهد شود و ارائه راهکار کند حالا می خوای اسمش را هر چی بگذاری بگذار.و قله دیگر یک سایت ارائه دهنده سرویس به وبلاگ نویسان مذهبی و بلکه صهیون پژوه است.تا کی باید از این سایت به اون سایت اسباب کشی کرد .آن هم سایت هایی که نه سرش معلومه ونه تهش .یک جامعه سکولار به تمام معنا از وبلاگ های ضد دین و ضد اخلاق گرفته تا مذهبی ها ،گرچه اون ها با خیال راحت هر چه که بخواهند می نویسند و کسی نیست به آن ها بگوید بالای چشمت ابروست.هر روز در این اندیشه که نکند وبلاگم امروز فیلتر شود.وبالاخره هم خواهد شد.آیا این ذلت نیست .وقتی توان و استعداد در این همه نیروی فرهنگی متعهد وجود دارد ،چرا در یوزگی.آن شعار خود کفایی کجا رفت.شعار «هیهات منا الذلة» این جا دیگر کاربرد ندارد؟اینجا دیگر فقره« الموت فی عز خیر من الحیاة فی ذل» معنا ندارد .حتما باید شمر و یزیدی پیدا شود که ما باورمان شود جنگ است.که در این باب قصه غصه بسیار است که بماند.الغرض قله ها باید برای وبلاگ نویسان صهیون پژوه مشخص شود وباید بر روی آن کار مداوم شود.وفلان انجمن وبلاگ نویسان هم کاری از پیش نمی برد.و اصولا کار بدون برنامه ریزی «هباءا منثورا»است.
القصه همه این مطالب را گفتم تا بگویم این وبلاگ نویسی که ما داریم برای ادای وظیفه و تکلیف که نه بلکه برای تفریح و سرگرمی است.یعنی اکثرا برای فرار از اجتماع و یا دلایل لایتچسبک دیگر با یک شخصیت مجازی و متمایز با شخصیت اصلی به این کار می پردازند.
درد اصلی همین جاست که وبلاگ نویس اصلا باور ندارد که این کارش جهاد است و او مجاهد فی سبیل الله.چرا که او خوب می داند با مجاهد فی سبیل الله تفاوت های فاحشی دارد.آن رزمنده دیروز تمام کارش برای خدا بود و با هرچه در دست داشت به میدان می آمد و چون از تمام وجودش برای خدا مایه می گذاشت خدا هم نصر خود را نازل می کرد و می شد کار خدایی می شد «خرمشهر را خدا آزاد کرد»می شد«شکست حصر آبادان امری فوق طبیعی بود» می شد هشت سال دفاع مقدس می شد جنگ 33 روزه و...

مبارزانی که تیری را بدون ذکر نمی زدند «وما رمیت اذا رمیت و لکن الله رمی»را خیلی خوب می فهمیدند و اصلا این کریمه با گوشت و خونشان عجین شده بود.و...

آری آن رزمنده با من وبلاگ نویسی که فقط برای تفریح و سر گرمی و برای به به ها و چه چه ها می نویسم وحتی موقع نوشتن وضو هم نمی گیرم خیلی فرق دارد.و اصلا شباهتی بین ما نیست.
والقصه با فرض داشتن برنامه و خدایی بودن کار باید سبک فعالیت مشخص شود.یعنی این که ما در این کار فقط می خواهیم نخبه پروری کنیم و همه کار را روی دوش آنها پیش ببریم .یا نه .اگر این چنین باشد کار، کار چریکی می شود و نمونه اعلای آن را می شود در قیام شهید نواب صفوی دید.
اما نمونه دیگری هم از کار وجود دارد که تکیه آن بر روی کار چریکی نیست، بلکه همه کار را بر روی دوش مردم جلو می رود.و نمونه اعلای این کار را در انقلاب امام خمینی رحمة الله علیه می شود به وضوح دید .در این روش شما همه کار را بر روی دوش مردم می گذاری و آن ها هستند که مبارزه می کنند و فتح می کنند و در صحنه اند. کاری که امام خودش را خدمتگذار می نامید و شهید فهمیده را رهبر خود.امامی که در دل تمامی ملت دیده می شد و آن ها را به واقع همه کاره می دید. این همان مبارزه ای است که جواب می دهد و سر انجامش فتح است و به احدی الحسنیین ختم خواهد شد.وانتفاضه ملت فلسطین نمونه ای ضعیف شده از این حرکت است.
الغرض اگر وبلاگ نویس برای خدا می نویسد ، کارش را جهاد می داند، هدفمند عمل می کندو...باید این مبارزه اینترنتی را به میان مردم و به مساجدی که سنگر بود! بکشاند و گرنه محکوم به شکست است.اگر صفوف مبارزه با صهیونیسم به میان مردم کشانده شود و ضد صهیونیست ها از مساجد قیام کنند آن وقت است که دیگر اضطرابی وجود ندارد .در این صورت مطمئن هستی که عرفات بین مبارزین رسوخ نخواهد کرد.دیگر بعد از 30 سال از انقلاب مردم نخواهند گفت :آقا چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.تو اول گرسنه های خودت را سیر کن بعد نفت ما را به عرب ها هدیه کن.
آری اگر روشنگری ها در مساجد رشد و نمو کند معجزه خواهد شد. وقتی دین و سیاست در مسجد به مردم هدیه شود،می شود کاری که حزب الله لبنان می کند که وقتی رهبر انقلاب یک سخنرانی می کند فردا چاپ شده سخنرانی در مساجد حزب الله میان مردم پخش می شود.
واین سنگرهاست که شهید پرور خواهد شد و حزب الله واقعی را رشد و نمو خواهد داد و به رضوان الهی خواهد رساند.
دیگر لازم نیست به این وبلاگ نویس مجاهد توصیه کنی که برای خدا بنویس ،چرا که او تمام زندگیش برای خداست.لازم نیست به او توصیه کنی که در وقت نماز و وقت خلوت و دعا غرق در اینترنت نشود چرا که از صفوف اول جماعت و جمعه وبلاگ نویس شده است.
القصه؛ خواستم بگویم اوضاع جبهه ها اصلا خوب نیست که این خانه از پای بست ویران است.
واین ها نظرات بنده است باب وبلاگ نویسی و قابل نقد و رد و انکار.منتظر نظرات دوستان و دشمنان در این باب هستم شاید خدای ناکرده باعث زایش فکر و حرکتی گردد.

